بازدید کل: 94979

بازدید امروز: 81

بازدید دیروز: 69

آواز نو

                از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر        یادگاری که در این گنبد دوار بماند..

تقلید و بت پرستی و شخصیت پرستی شاید ریشه ی تاریخی و فرهنگی  داشته باشد.. امروزه علاوه بر اینکه در اغلب امور زندگی و اجتماع و فرهنگ دیده می شود در آواز ایران نیز در اکثر خوانندگان و در جای جای  خوانندگی  این پدیده را شاهدیم تا جایی که نه تنها به صدایی تازه و درست دست نمی یابیم بلکه از حقیقت  صدا و آواز نیز دور گشته، صدمات و زحمات زیادی را متقبل و متحمل می شویم....

امروزه وقتی اثر موسیقایی  را می شنویم به جای آنکه به شعر و آهنگ و محتوا و دهها  موضوع دیگر اثر توجه  کنیم  گوش به دنبال ذهن ساخته شده از قبل به سمت صدا یا خواننده ی خاصی سوق می یابد که بسیار آنرا شنیده و از آن خاطره دارد ،این کار از آن جهت که برای مخاطب خاطره انگیز است و یادآور گذشته و ...به سادگی و راحتی در گوش و ذهن مخاطب نفوذ می کند شاید خوشایند به نظر آید ولی از آن جهت که خواننده با  تقلیدصرف  از هویت هنری خویش و خلاقیتش دور می شود  و نابودی و فنای اثر و خواننده ی اثر را به همراه دارد و مشکلات متعدد می سازد ناخوشایند است و نیز  ذائقه جامعه را که به تک بعدی شدن در شنیدن  و عدم تفکر و جستجوگری در موارد دیگر می کشاند و عادت می دهد بسیار ناخوشایند است.

     خلق را تقلیدشان بر باد داد      ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

انسان به واسطه ی خلاقیت و خود بودن است که ارزش و معنی می یابد و به واسطه ی نو شدن است که انسان  زنده و جهانش تازه می گردد.          هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود    وارهد از حد جهان بی حد واندازه شود

بودن عقل و خرد نیز وسیله ای برای رسیدن به این حقیقت است که  هر روز نو شویم و تعالی یابیم .نوروز در فرهنگ ایران اصیل نیز نمادی از این اندیشه است . تقلید شاید در برخی امور پایه و اصول  تا حدی  لازم باشد ولی در خیلی امور مذموم است و باید از آن گذر کرد.

همچنانکه زندگی هنرمند و مردم بر هنرشان تاثیر گذاراست ،نوع  هنر و مفاهیم و نحوه ای که ارائه میشود توسط هنرمند نیز به مرور در فرهنگ و زندگی مردم جامعه اثر بخش است و نباید از آن غافل بود . امیدوارم این روند تک بعدی شدن آواز در کشورمان سمت و سویی دیگر  پیدا کند تا به بالندگی بیشتر در هنر و فرهنگ وجامعه برسیم...این نکته را ذکر کنم که منظور از تقلید در صدا علاوه بر نوع و شخصیت صدای ساخته شده به  نوع نگرش و شیوه ونحوه ی اجرای آواز و تکنیکها و و مفاهیم و هر چیز مرتبط با ان نیز مربوط می شود....

تک بعدی شدن صدا و آواز ،علتهای مشخص و آشکاری دارد و یقینا با رفع آنها به نتایج بهتری دست خواهیم یافت:

یکی  از این علتهای تک محوری شدن آواز و صدای آوازی مربوط می شود به مراکز تولید و پخش موسیقی و حمایتی که از یک  شخصیت خاص صدایی دارند و رسانه هایی که برای مردم از ان طیف صداها خاطره می سازند و همچنین حمایتهای برخی بزرگان عرصه ی موسیقی و سمت و سو بخشیدن توسط آنهاست زیرا عامه مردم بدلیل اهل فن نبودن و دنباله روی از بزرگان هنرو اجتماع  به انتخاب کاری دست زده و آن را دنبال کرده و می شنوند و حمایت  میکنند همچون دیگر امور ...خیلی از آهنگسازها و متولیان امر تولید آثار نیز به واسطه ی دامن زدن به جو صدای خاص و محقق نبودن در انتخاب صدای مناسب یا پرداختن به جنبه های دیگر مانند تجارت که ایجاب شرایط امروز جامعه است و از این دست نگاه ها ، در این امر سهیم گشته که حداقل نتیجه اش آن می شود که آثار و البته خودشان دیده نشوند در حالی که  می توانست اثرشان  با صدایی خاص و متفاوت نمودی دو چندان یابد تا اینکه در گرداب صداهای مشابه محو گردد و به چوب یکنواختی به دیار فراموشی رانده شود .. در گذشته  بسیاری از خوانندگان را در موسیقی پاپ و سنتی  ایران شاهد بودیم که به دلیل تقلید و تشابه سازی به سرعت فراموش شدند و یاد و اثری از انها بر جای نیست.

عامل دیگر به  عدم آموزش درست و اصولی مربوط می شود  که بایست هنرجو را به معنی اصیلش رشد داد نه آنکه مربی خودش  را گسترش دهد. ناگفته نماند که خیلی از مربیان از روی نا اگاهی دچار این خطا می گردند نه عامدانه.

علت دیگر بر می گردد به هنرجویان و الگوی ذهنی شان  و انتخاب و تقلید محض شان از استاد ، که این خود نیز مرتبط است به شیوه ی نگرش و تربیت و رشد فرهنگی اجتماعی هنرجو که خود جای بحث زیادی دارد. البته استاد و مربی می تواند این نگرش را تصحیح کند اگر بداند و بخواهد.. در گذشته خوانندگان زیادی داشتیم که با اینکه در یک مکتب و زیر نظر یک مربی تعلیم دیده بودند ولی شخصیتهای مختلف هنری و صدایی و اجرایی داشتند و علاوه براینکه به خوبی دیده می شدند تا به امروز هم ماندگار شدند ...

علت دیگر مربوط می شود به عوامل خلق یک اثر مانند آهنگساز وتنظیم کننده و ... که باید متناسب با هر خواننده و صدایش، اثری بسازند و برای هر اثری صدایی مناسب مهیا سازند و با کارگردانی شایسته از هر صدایی  انچه را که باید بیرون بیاورند خصوصا در  خوانندگانی که توان خلق و نو آوری نداشته و دینامیک صدایی و وسعت ذهنی لازم برای نو آفرینی خوشایند و سرنوشت ساز را نداشته باشند...

   در گذشته صداهای نو و تازه که هر یک به نحوی شایسته معرف خود و موسیقی اصیل و بی کرانه ی این سرزمین بودند کم نبودند و یادشان گرامی و جاودان .امروز به مناسبت زاد روز خواننده ی نامی کشورمان استاد شهرام ناظری که هنرش  برکسی پوشیده نیست و با آنکه هیچ نسبت و وابستگی با ایشان نداشته و ندارم و شاید ایشان نیز چندان نیازی به ذکر بنده نداشته باشند ولی برای اینکه در گفتن خوبی و اصالت ها دریغ نکرده باشم  و تا زنده هستند یادی از ایشان  کرده باشم و از سنت مرده پرستی نیز فراتر رفته باشم  نوشتن این چند سطر را واجب دانسته و تقدیم ایشان میدارم . ایشان جزو معدود خوانندگانی هستند که عاشقانه،عارفانه،صمیمانه خوانده و می خوانند و در دام تقلید از هر نظر نیفتاده و نخواهند افتاد و از حال و آن و بداهه پردازی که جوهره ی موسیقی اصیل و فرهنگ ناب ایرانی است غفلت نکردند...شهرام ناظری خودش بود و تا به امروز خودش ماند و انچه خواند از عشق و شوریدگی بود که در دل داشت ...

امیدوارم خودمان را بشناسیم تا بدان وسیله  حقیقت جهان و آنچه در آن است را بهتر دریابیم

اندرون تست آن طوطی نهان     عکس او را دیده تو بر این و آن

ای که جان را بهر تن می‌سوختی  سوختی جان را و تن افروختی

تشنگان گر آب جویند از جهان      آب جوید هم به عالم تشنگان

ای حیات عاشقان در مردگی       دل نیابی جز که در دل‌بردگی

 مجملش گفتم نکردم زان بیان   ورنه هم افهام سوزد هم زبان...  مولانا               

                                                          عبداله ساورعلیا 

تاریخ ارسال: 1394/12/2
تاریخ بروزرسانی: 1394/12/2
تعداد بازدید: 2281

نظرات کاربران

فراهانی 1394/12/3 20:18:04

استاد سپاس برای نگاه دلسوزانه ای که به آواز ایرانی دارید به نظر من بزرگترین مشکل آوازایرانی نگاه بازاری واقتصادی به موسیقی هست که باعث میشه که افرادی که دراین حوزه مشغول به کار هستند خواسته یا نا خواسته به تقلید یا تکرار بیفتند .به امید روزی که همه هنرمندان هنر خودشون رو عرضه کنند.

جعفری 1394/12/3 0:11:31

سلام استاد ساورعلیا عزیز٫احسن به نگاه زیبای شما به موسیقی و توجه تان به نوع اجرا خوانندگان٫ امیدوارم فرهنگ یادگیری موسیقی روزی فراگیر شده و جز ٕ دروس اصلی دانش آموزان قرار گرفته تا شاید روزی حرفی برای گفتن داشته باشیم . البته با لطف و نگاه اساتید بزرگی مثل شما٫ خداوند توفیق روزافزون به شما عنایت فرماید٫با آرزوی بهترینها برای شما.

محمودی 1394/12/2 21:10:26

جناب استاد ساور مدیریت فرهنگی هنری گذشته که مهد آن رادیو گلها بود هیچگاه به صداهای مشابه محال عرض اندام نمی داد و اساس کار آن مجموعه کشف صداهای نو بود اما امروزه هیچ برنامه ای برای این مهم نیست چراکه ضرورت آن حس نمی شود چراکه موسیقی هنری رها شده و بی نظم است و به همین دلیل دچار مافیا شده است مافیای ثروت و شهرت

ارسال نظر